منتظر بمانید
بر اساس پست ارسال شده توسط توییتر، در میان تمامی کلیدواژهها، تگها و جملههایی که درباره یک موضوع به دفعات در این سرویس منتشر شدند، انتخابات ایران جالبترین موضوع سال بود.

این سرویس که به کاربران امکان میدهد پیامهای 140 کاراکتری یا کمتر معروف به توییتر را به یکدیگر ارسال کنند، در جریان اتفاقات پس از انتخابات توسط طرفداران برخی از کاندیداها بهعنوان ابزار ارتباطی مورد استفاده و استقبال قرار گرفته بود؛ تا جاییکه حتی مسوولان این سایت روند تعمیر و نگهداری آن را به تعویق انداختند.
چندی قبل جایزه بینالمللی Webby Awards هم به دلیل آنچه نقش سایتهای شبکههای اجتماعی مانند توییتر در رویدادهای دوران پس از انتخابات ایران عنوان کرد، انتخابات ایران را جزء 10 رویداد اینترنتی تاثیرگذار دهه گذشته انتخاب کرد.
اما بیشترین پیامهای ارسال شده درباره یک شخص در توییتر مربوط به مایکل جکسون، سلطان دنیای موسیقی پاپ بود که مرگ ناگهانیاش تا مدتها به موضوع داغ رسانهها تبدیل شد؛ هری پاتر نیز فیلمی بود که در توییتر بیش از همه دربارهاش پیام ارسال شد.
اما جالبترین موضوع فنآوری مورد بحث در میان کاربران توییتر نیز Google Wave بود که بهعنوان گام بعدی در تحول ایمیل توصیف شده استروز گذشته مجلس سنای آمریکا با 60 رای موافق در مقابل 35 رای مخالف، اختصاص 20 میلیون دلار بودجه تکمیلی سال 2010 این کشور برای حمایت از فعالیت های اینترنتی علیه ایران را تصویب کرد.
به گزارش مدیا نیوز به نقل از ایرنا، بر اساس اطلاعات موجود در سایت رسمی کنگره آمریکا، بخشی از بودجه سال 2010 آمریکا برای فعالیت سایبر علیه ایران از طریق برنامه ای تحت عنوان "برنامه منطقه ای دموکراسی در خاور نزدیک" (Near East Regional Democracy) تامین خواهد شد.

روزنامه آمریکایی یو.اس.ای تودی در تاریخ 6/2009/26 از برنامه اوباما برای افزایش بودجه برنامه NERD به میزان 15 میلیون دلار خبر داده و هدف از این اقدام را اختصاص بخشی از این بوجه به فعالیت علیه ایران خوانده بود.
در متن لایحه بودجه 2010 وزارت خارجه آمریکا ذیل عنوان "دسترسی به اینترنت و آزادی" آمده است که 10 میلیون دلار از بودجه این بخش برای فعالیت های سایبر علیه ایران از طریق NERD و 10 میلیون دلار دیگر از طریق Democracy Fund تامین می شود.
طی سال های گذشته دولت آمریکا از طریق سایت های اینترنتی چون گذار، گویانیوز، پیک نت، روزآنلاین و اخیرا فیس بوک و تویتر برنامه ویژه ای را برای عملیات روانی علیه ایران از قبیل دروغ پردازی، سیاه نمایی و شبهه افکنی به اجرا گذاشته و پس از ناکامی در جریان انتخابات 22 خرداد بر میزان کمک های مالی به گروههای وابسته در حوزه های مختلفی مانند اینترنت به شدت افزوده است.
این مطلب به بهانه گزارش و مصاحبه دیشب بی بی سی فارسی با گلشیفته فراهانی نوشته شده است.
شبکه خبری فارسی زبان بی بی سی که به سالگرد تأسیسش نزدیک می شود، تا کنون نقدها و تحلیل های زیادی را در مجامع ارتباطی و حتی امنیتی برانگیخته است. این شبکه که در سال بودجه ای 22 میلیارد تومانی و مخاطبانی صد میلیونی را در کشورهای ایران،افغانستان و تاجیکستان به عنوان جامعه هدف خود مشخص نموده است توانسته تا کنون در حوزه های مختلف از جمله انتخابات ایران، ابهام زایی و برجسته سازی نماید؛ آنچه باعث کسب دو جایزه بین المللی برای این شبکه شد.
جایزه «واضحترین پوشش یک حادثه خبری» به خاطر پوشش انتخابات ایران از طرف اتحادیه رادیو و تلویزیونهای بینالمللی برای مستند «انتخاباتی که ایران را لرزاند».
جایزه «بهترین کانال خبری سال» ماهواره هاتبرد در سال 2009

آنچه بیشتر از هر چیز دیگر مرا واداشت تا به نگارش این سطور بپردازم توانایی این شبکه در تبدیل حاشیه نشین های سیاست، فرهنگ و هنر به معترضین و معارضین انقلاب اسلامی است. منظور از حاشیه نشین ها کسانی هستند که در عرصه رسمی سیاست، فرهنگ و هنر جمهوری اسلامی از آنها نامی برده نمی شود و خود را از خوان نعمت بی بهره می دانند. البته ممکن است این حاشبیه نشین ها در حوزه مردمی از شهرت و اقبال عمومی خوبی برخوردار باشند. آنچه به حاشیه نشینی می انجامد می تواند اخلاقی یا سیاسی باشد. گاهی از این حاشیه نشین ها با عنوان لیست سیاه یا افراد ممنوعه نام برده می شود. در آخرین نمونه لیست صد نفره هنرمندان ممنوع التصویر یا به ادعای ایلنا فهرست ممنوع الصداها را می توان نام برد که شایعه بودن هر دو مورد خیلی زود معلوم شد؛ گرچه پیشاپیش تکذیب گردیده بود اما باور نگردیده بود!
به هر حال یک حاشیه نشین معمولا کمتر در انظار عمومی ظاهر می گردد، اصلا سخنی نمی گوید که خود را در مواجهه با فرهنگ و ارزش مسلط بیندازد، مصاحبه نمی کند و ... . به طور ساده می توان گفت کمتر آفتابی می شود و سعی می کند خبرساز نباشد. به عبارتی موی دماغ نشود.

همین جاست که کارکردهای فرعی یک رسانه به ظاهر بی طرف و آزاد همچون بی بی سی فارسی (می گویم به ظاهر بی طرف و آزاد چرا که مبلغ 22 میلیاردی ذکر شده رسما از سوی وزارت خارجه بریتانیا به بی بی سی فارسی تعلق می گیرد) بسیار بیشتر از کارکردهای اصلی اش می شود. یعنی یک حاشیه نشین که به اندازه ی کافی تو سری خورده، به اندازه ی کافی بغض کرده، به اندازه ی کافی دنبال پرونده اش دویده، حتی ممکنه تحدید و تهدید شده باشه و ... یهو با یک رسانه ی جهان آزاد طرف می شه. به نظر شما چه اتفاقی می افته؟
نمی دونم چرا در این قسمت تمثیل احمدی نژاد در مورد هلو میاد توی ذهنم! گوشی شنوا و آغوشی کاملا باز برای صحبت های شکننده ی یک حاشیه نشین اما در مقابل صد میلیون مخاطب.
چندی پیش نامجو در مصاحبه ای با بی بی سی فارسی برای اولین بار مصاحبه ای کرد که ترکیدن بغضش بود. او که از طرف یک قاری قرآن مورد شکایت قرار گرفته بود که چرا قرآن را با ساز اجرا نموده است در مصاحبه زنده با بی بی سی فارسی گفت این قطعه را دوست دارم و از این به بعد هم اجرا خواهم کرد و اتفاقا این اجراها را به شاکی خودم تقدیم می کنم! کاری که بی بی سی کرد عالی بود. یک فریاد فروخفته رو با ولوم بالا پخش کرد و عملا یک حاشیه نشین رو به یک معترض تبدیل کرد.
دیشب هم خانم فراهانی با تشکر از میانجیگری شمقدری برای برگشتش به ایران گفت مشکل من با ارشاد نبوده بلکه با وزارتخانه های دیگر بوده ! (و این مسئله را دو بار با تأکید به نحوی گفت که وانمود کند مسئله ی او کاملا امنیتی بوده است). او که چندین بار از هنر جهانی و فرهنگ جهانی نام برد تأکید داشت باید به موج جهانی شدن پیوست و در پایان ابراز امیدواری کرد آزادی به ایران باز گردد.
به هر حال اگر کسی هم امید برگشت فراهانی به ایران را داشت با لحن و موضعی که وی در یک شبکه جهانی به کار گرفت دیگر هیچ امیدی نخواهد بود و او به همان سیل مهاجرینی که اشاره نمود اضافه شد. و در پایان جالب است که دو حاشیه نشین وقتی به هم می رسند چقدر تفاهمشان پر رنگ است و اینچنین بود که نامجو و فراهانی (که جزو پرونده های موفق بی بی سی فارسی هستند )همدیگر را در خوانندگی یافتند و با هم خواندند:
همش دلم می گیره، همش تنم اسیره
در ساعات اولیه پست مطلب مربوط به نشست خبری مدیر شبکه خبر در یازدهمین سالگرد تاسیس این شبکه سایت های خبری "عصر ایران" ،"تابناک" ،"شفاف" و "جهان نیوز" به اضافه برخی دوستان وبلاگنویس به این مطلب در وبلاگ بنده لینک دادند که گرچه از اشاعه ی این مطلب خرسندم اما امیدوارم که تاکید بر این مطلب در رسانه ها نه از سر جدال با صدا و سیما بلکه از روی نقد خیرخواهانه و مبتنی بر اصلاح باشد.
ضمنا جای تعجب دارد که ساعتی پس از درج خبر بر روی تابناک ، این مطلب به ناگاه از میان تیترها حذف شد که شائبه ی هماهنگی بین صدا و سیما و تابناک را برای حذف خبر تقویت می کند. البته در قسمت کش گوگل اصل خبر وجود دارد.
در مطلب "کارکردهای رسانه برای یک شوخ طبع" گویا لینک مصاحبه کار نمی کرد که هم در اصل مطلب و هم در اینجا اصلاح کردم. ضمنا مقابله با ویروس H1N1 و گردش روزانه در شهر و اطلاع دهی به مردم از کارهای جدید فرورتیش رضوانیه است.
زابلی زاده مدیر شبکه خبر در نشست خبری یازدهمین سال تأسیس این شبکه ، طنزواره هایی گفته است که در ذیل می آید:
"نرم افزار مورد استفاده شبکه خبر شبيه نرم افزار شبكه تلويزيوني سي ان ان بود و آنها كم آوردند و به ما ايميل زدند كه اين نرم افزار را جمع كنيد و وقتي ديدند ما خودمان اين نرم افزار را ساختهايم، ورژن خود را تغيير دادند."
اعترافات یک مدیر:

در ادامه سعی خواهد شد فهرست مواردی را که دلیل قاطعی بر سوء مدیریت و برنامه ریزی از زبان مدیریت شبکه خبر می باشد ذکر گردد.
1- عدم افزایش ساعات پخش این شبکه از سال 80 تا کنون. در طول این هشت سال شبکه خبر نتوانسته از لحاظ زمانی به رتبه ی کمی بهتری از 8 سال پیش که 20 ساعت و 30 دقیقه بوده است برسد. گفتنی است در مسابقه ی کمی مدیران سازمان این مسئله جای تعجب دارد.
2- از میان آن 20 ساعت و 30 دقیقه که ذکر شد تنها 6 ساعت و 30 دقیقه تولیدی و سایر برنامه ها آرشیوی و ضبط شده است.
3-از میان آن 14 ساعت برنامه ی آرشیوی 1 ساعت و 40 دقیقه فقط تکرار برنامه های پیشین است!
4- وی مأموریت شبکه خبر را گردآوري، صيانت و تهيه و تنظيم اخبار و توليد برنامههاي سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي دانست. البته زابلی زاده اشاره نکرد که صیانت اخبار به چه معناست و اگر تولید برنامه های سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي (معمولا مأموریت وجهه ممیزه است نه به این کلی گویی!) جزو مأموریت این شبکه است چه تفاوتی با سایر شبکه ها خواهد داشت.
5- زابلی زاده حاصل فعالیتهای 5 سال گذشته تا کنون را که باعث فعال سازی 80 درصد! شبکه شده است و به قول وی زنده شدن شبکه را به دنبال داشته تنها اضافه کردن زیرنویس به اخبار این شبکه دانست!
6- عدم رضایت وی از کارهای انجام شده در خصوص پوشش کشوری شبکه خبر و عدم دریافت برنامه های این شبکه در چهار استان که 23 درصد مخاطبان ملی را تشکیل می دهند نیز در این جلسه عنوان شد.
7- پخش وله های میان خبری که به گفته زابلی زاده از ابتکارات وی است و باعث تنوع خبری گردیده است! وی اعلام کرد اختیاراتی هم به سردبیران بخش های خبریش داده و نیز تازه بک های متحرک و استودیوهای چندمنظوره را راه اندازی کرده است. (گفتنی است مدیریت مکان در استودیوهای امروزین باعث گشته از همان ابتدا از یک استودیو بتوان چندمنظوره استفاده کرد اما ...)
8- این مدیر سازمان صدا و سیما نرم افزار این شبکه را دارای قابلیت های تغییر فونت و رنگ ! دانست و این مسئله را از افتخارات خود ایشان و صدا و سیما عنوان کرد. (آنطور که من مطلع هستم در ساده ترین برنامه های واژه پرداز امکان تغییر فونت و رنگ وجود دارد و خیلی جالبه که ایشون این قابلیتها رو خیلی خاص می داند) ضمنا این نرم افزار باعث کم آوردن شبکه سی ان ان در مقابل شبکه ی خبر هم شده است.
9- نیوز روم این شبکه تازه طراحی شده و تا کنون فاقد نیوز روم بوده است!
10- قرار شده که در پنج سال دوم مدیریت آقای ضرغامی و ایشان تازه فکر راه اندازی استودیو در نقاط مختلف شهر در شبکه مطرح گردد. (البته هنوز استقبال شده اما مطرح نشده!)
11- نارضایتی از سایت فعلی شبکه خبر و طرح ریزی ورژن 2 برای سایت فعلی از سوی ایشان مطرح شد.
12- وی به کمبود برنامه های چالشی خبری در جواب یک خبرنگار نیز اذعان نمود.
13- نداشتن خبرنگار در خارج از کشور هم مورد تصریح ایشان واقع شد.
14- عدم رعایت مجری تخصصی برای برنامه های مذهبی، هنری و فرهنگی و چرخش مجری ها جزو فهرست بیانات اعتراف گونه ی ایشان می باشد.
15- برنامه ی 45 دقیقه که کاملا کپی برداری از برنامه 60minutes بود و فقط نامش فرق می کرد در این جلسه به اهتمام مدیر شبکه قرار شد از این پس با نام 60 دقیقه ارائه گردد که حتی در عنوان نیز تقلید از شبکه های خبری خارجی باشد.
16- وی در جواب خبرنگاری که سیاستهای شبکه خبر را برای رقابت با بی بی سی فارسی و جذابیتهایش جویا شد گفت: "من چنين شبكههايي را مرجع مردم ايران نميدانم." قطعا با گفته ی قاطعانه ی این مدیر مدبر مردم ایران به سراغ چنین شبکه هایی نرفته و نخواهند رفت لذا برنامه ریزی برای رقابت با نفی صورت مسئله لازم نیست!
وی اعلام کرد شبکه بی بی سی خبری نیست چرا که جریان ساز است و اهداف خاصی را دنبال می کند. به عبارت دیگر با مهندسی معکوس این گفته می توان استدلال کرد از نظر ایشان شبکه های خبری جریان ساز نیستند و اهداف خاصی را دنبال نمی کنند! حتما با این تحلیل شبکه ی خبر ما هم جزو همان شبکه های خبری است.
17- زابلی زاده در انتها با استعانت از آیات قرآن برای کار خبری این شبکه گفت: "ويژگيهاي خبري، به خوبي در برخي از آيات قرآن آمده است." گرچه وی به ویژگی ها و به برخی از آیات قرآنی که گفت اشاره نکرد.
18- این مدیر که از نوع مدیران جالب رسانه ی مدعی ملی است در پایان حرف خیلی جالب تری هم زد:
"سياست خاصي براي عدم پخش صداي مخالفانمان نداريم و گاهي اتفاقاتي در پخش برخي از برنامه هاي زنده رخ مي دهد كه خيلي ربطي به ما ندارد."
یعنی صراحتا به فقدان سیاست در این شبکه اذعان نمود و به ذکر مثالی ساده از این اتفاقاتی که خیلی ربطی به مدیر شبکه هم ندارد بسنده نمود:
"مثلا چندي پيش بحث هدفمند كردن يارانهها به طور مستقيم از شبكه خبر پخش ميشد كه با رسيدن به زمان بخش خبري، پخش آن متوقف شد." یا به عبارتی در وسط اجرای برنامه کات زده شد! این مسئله هم هیچ ربطی به برنامه ریزی و زمان بندی پخش شبکه و نظارت مدیر شبکه ندارد!
به همین سادگی!

احمدی نژاد با حضور ضرغامی و همراهی زابلی زاده از شبکه خبر بازدید می کند
البته در پیش و پس این نشست ماجراهای فراوانی بوده است که نه توانی برای ذکر دارم و نه اهمیتی دارد. فقط این نکته را ذکر کنم که زابلی زاده با یک ناتوانی ذهنی دست و پنجه نرم می کند که باعث گشته این مدیر مدبر! دهمین سالگرد تأسیس شبکه خبر را که سال گذشته با حضور خودش برگزار شد فراموش کند. در این نشست که جلال و جبروتی کم از نشست دیروز نداشت وعده هایی داده شد که در نشست دیروز تکرار شد. زابلی زاده از 24 ساعته شدن شبکه خبر در دی ماه 87 خبر داد. در همان نشست خبر بکارگیری تکنولوژی نیوز روم هم داده شد اما چنان که دیدید هنوز جزو وعده های وی است.راه اندازی سایت انگلیسی و ورژن 2 این شبکه هم سال گذشته وعده داده شد.به هر حال اگر رهبر انقلاب با چنان حکم کوبنده ای از لزوم به کارگیری شاخص های دقیق و نیز زمان بندی مناسب برای برنامه های صدا و سیما اشاره می کند لازم است مدیران ارشدی چون مدیر شبکه خبر حد اقل در هفته های اولیه ی پس از این حکم اینچنین مردم و رهبری را به سخره نگیرند.
منبع تحلیل:
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8809030091
http://www.magiran.com/npview.asp?ID=1753213
دیشب وقتی پیدا کردم تا چند تا فیلمی رو که یه مدت پیش خریده بودم یه نگاه بندازم. مجموعا فیلمهای خوبی بود و از انتخابهام راضی ام. یه نکته فرعی می گم و زود رد می شم. تکنیک های خرید و انتخاب فیلم:
1- هیچ وقت به فروشندگان دی وی دی اوریجینال اعتماد نکنید.به دو علت اول اینکه فریب نخورید چون ممکنه مثل دی وی دی فروش کنار فرهنگسرا معتاد باشه و دی وی دی خالی یا سوخته بهتون بندازه و ثانیا اینکه در وسط فیلم به خاطر سرعت رایت بالا یهو جا نخورید که تصویر رفت یا ثابت شد و دیگه هندلی باید فیلم نگاه کنید.
2- از افرادی خرید کنید که قبلا از اونها خرید کردید یا افراد مطمئن به شما معرفی می کنند.
3- به محض دیدن یه فروشنده تصمیم به خرید نگیرید. از قبل فهرست خرید خودتون رو آماده کرده باشید. برای این منظور می شه از سایت imdb.com یا همان پایگاه بین المللی فیلم کمک بگیرید. فهرست تازه ترین ها، بهترین ها از نظر مخاطب و برندگان جوایز بین المللی در این سایت هست که میتونه به شما کمک کنه.
4- یه راه جدید هم یاد گرفتم که امتحان شده است. معمول دی وی دی ها کاور داره. بالا و پایین کاور افتخارات و جوایز فیلم رو درج کرده . به این قسمت توجه ویژه داشته باشید.
5- به عنوان درج شده بر بالا یا کناره های کاور دقت کنید. بعضا فیلم های خوبی یافت می شوند که فیلم کوتاه هستند و وقتی می بینید نهایتا برای 10 یا 15 دقیقه مبلغ 1000 یا 1500 تومان پرداخت کرده اید ناراحت می شوید.
6- خلاصه ی داستان را به انگلیسی بخوانید.
7- به ژانر، سال ساخت و rating فیلم توجه کنید.
8- مواظب مشابهت های عنوانی باشید و به عنوان انگلیسی فیلم آگاهی کامل داشته باشید.
بگذریم! دیدید خیلی هم طول نکشید!
اما یکی از فیلمهایی که دیدم و از تکنیک ۴ برای انتخابش استفاده کرده بودم و اتفاقا عکس بالا مربوط به همین فیلم هم هست نامش savages بود. اشتباه نکنید معنیش وحشی ها نمی شه! اسم علمه یعنی خانواده سویج. این فیلم رو به مناسبتی که چند روز پیش داشتیم یعنی ۹ مهر روز جهانی سالمند انتخاب کردم تا در وبلاگ راجع بهش بنویسم.

صفحه اختصاصی فیلم در پایگاه بین المللی فیلم
فیلم پیرامون خواهر و برادری است که در آمریکا زندگی می کنند و به دور از همدیگر هستند. مرد دکتری تئاتر دارد و خواهرش رمان نویس است. همه چیز روال عادی خود را دارد تا اینکه از شهر سان سیتی تماسی گرفته و خطر ابتلای پدرشان به بیماری آلزایمر مطرح می شود. از اینجا به بعد داستان تکاپوی این خواهر و برادر برای پیدا کردن خانه سالمندان و ادای دین آنها به پدرشان است.
فیلم خیلی احساسی و به نحوی است که آدم در طول فیلم احساس وجدان درد می کنه. یکی دو تا دیالوگ جالب در این فیلم هست که مرده می گه.
۱- مرده به خواهرش می گه مطمئن باش با بردن پدر به خانه ی سالمندان مراقبتی که ما از اون خواهیم کرد خیلی بهتر از مراقبتیه که اون از ما کرد! (یعنی خوب بهش می رسند در حالیکه اون به ما نرسید. اما این جا یه نکته فراموش شده و اون اینکه گرچه پدر ممکنه کم کاری داشته باشه اما سایه اش بالای سر بچه ها بوده در حالیکه این فرزند عملا خودش رو از گذشته اش جدا کرد)
۲- خواهر خیلی وسواس داره که پدرش رو به بهترین خانه سالمندان ببره. برادرش بهش می گه: این کاتالوگ ها برای آرام کردن خیال توئه نه راحتی پدر. خانه سالمندان یعنی پوسیدگی یعنی بوی تعفن . این رنگارنگی برای اینه که تو فکر کنی حق پدر رو جا آوردی و اون رو به بهترین جا بردی.
من پیشنهاد می کنم دوستانی که علاقه به فیلمهای درام دارند حتما این فیلم رو ببینند و ازش لذت ببرند.
این عنوان مطلب بعدی منه که می خوام بنویسم. بهانه ی این نوشته هم جلسه ای بود که دیروز در فرهنگسرای رسانه برگزار شد: "نشست نقد و بررسی مجموعه تلویزیونی پنجمین خورشید"
محمدتقی فهیم مدرس و منتقد تلویزیون و سینما در این نشست حضور داشت و صحبتهایی رو مطرح کرد که از نظر من قابل توجهه.
گزارش خبرگزاری جمهوری اسلامی از برنامه
منتظر باشید برمی گردم.
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
برگشتم!
مطلبی که می خواستم بنویسم در خصوص نقد و نقادی ِ آثار هنری و مخصوصا آثار رسانه ای در فرهنگ و کشور ماست. اگر کمی در جلسات نقد و بررسی فیلم ها و یا سریالها شرکت کرده باشید فهمیدید که حالتی شبه دعوا و نه مفاهمه بین منقد و کارگردان برقراره. اگر هم این حالت وجود نداشته باشه حالت بی تفاوتی راجع به نظرات و تصورات همدیگر نمایان می شود یعنی اصلا مفاهمه ای بین کارگردان و منتقد وجود نداره. به عبارتی نگاه منتقد به اثر به نحوی است که باید چندین جلسه ی توجیهی، کارگردان محترم در سر کلاس منتقد حضور داشته باشه که تازه مطلب براش جابیوفته.حالت سومی هم هست که یک جور دفاع شدید یا جبهه بندی پیش میاد. یعنی منتقدین حامی و منتقدین نافی ارزش یک اثر کاملا رو در روی هم می ایستند. این دسته کمتر پیش میاد اما وقتی پیش بیاد بیشتر بحث بین دو جناح منتقده و کارگردان بیشتر ناظر بیرونیه! مثل نقد مجموعه تلویزیونی بزنگاه که بین دو دسته منتقد بحث شدیدی در گرفت. بهانه ی اصلی هم این لفظ ِ "طنز فاخر" بود. امیر قادری معتقد بود طنز فاخر می تواند در دستشویی هم اتفاق بیفتد و به تصویر کشیدن صحنه های سرویس بهداشتی در مجموعه بزنگاه کاملا عالی مدیریت شده بود. در حالیکه منتقدین این مسئله را فضاحت کار کارگردان می دانستند.

اما نوعی هماهنگی هم ممکنه باشه. یادم میاد در جلسه ی نقد و بررسی فیلم دوئل که در سالن شهید مطهری دانشگاه بود و اتفاقا پرژکتور نور سالن در حین برنامه با صدای بلندی ترکید منتقد که آقای مستغاثی بود قبل از برنامه کاملا هماهنگ کرد که نمی خواد وارد بحث بشه و بیشتر از نقاط قوت فیلم می گه! به عبارتی به خاطر اینکه منتقد دستش به هیچ جایی بند نیست و از طرف دیگه اثر، عوامل و میانداری با کارگردانه بعضی وقتها منتقد حاضر به یک معامله می شه. نادیده گرفتن نقاط منفی در عوض محبوبیت پیش کارگردان یا تیم فنی.
به هر حال به نظر می رسه منتقدین جایگاه خودشون رو در سیر تولید یک اثر رسانه ای پیدا نکرده و کمتر به عمل نزدیک بودند. به این خاطر تیزبینی ِاونها بیشتر پس از تولید به چشم میاد و هیچگاه تجربه ای در درج این تخصص خودشون در تولید نداشتند.
این عنوان نمی دونم چقدر براتون جالبه اما حتما می دونم که صاحب این شوخ طبعی ها براتون جذاب خواهد بود. فرورتیش رضوانیه! این مطلب رو الان نمی نویسم چون یک ویروس بی پدر مادر بد جور مانع اتصالم به اینترنت شده. می ذارم فردا می نویسم چرا که تعهدی هم به برگشت داشته باشم. :) پس اگر کسی از شما تا حالا از شوخ طبعی ها و گل کاشتن های این پسر مطلع بوده در نظرات برام یادداشت بگذاره!
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
الان فردای دیروزه. این یک سیاست جدیده که از شما هم دعوت می کنم این سیاست رو عملی کنید و اون هم اینکه هر وقت مطلبی رو می نویسید عنوان مطلب بعدی رو بذارید تا کمی در موردش فکر کنید و بعدا اون رو بنویسید.

بگذریم! فرورتیش (نام پادشاه ماد) نام جوانیه که الان در همشهری مسافر ستون های طنز رو در میاره و علاقه ی اصلیش هم سینمای اکشن هست و در این زمینه هم کار زیاد کرده و حتی با پیمان ابدی بدلکار مشهور و البته مرحوم هم دمخور بوده. اما به این علت که اکشن کاری در هنر تلویزیونی و سینمایی ما جدی انجام نمی شه کناره گرفته و قلم به دست به طنز می پردازه. کتاب 12 سپتامبر که مجموعه چند داستان طنز کوتاه از اوست در فرهنگسرای رسانه رونمایی شد درحالیکه فرورتیش لباس آتشنشانی را پوشیده بود. (مشاهده عکس)
اونچیزی که برای من اهمیت داره تخصص این بشر در خبرسازی و حقه های خبریه که تا حالا رسانه های زیادی رو به دام انداخته و باعث شده برای خبرهایی که اون بهشون تحمیل کرده بوده تکذیبیه بزنند.البته در بحث های علوم اجتماعی و ارتباطات می شه ذیل عنوان شایعه، نحوه ایجاد و مقابله با آن رد پای این بحث رو پیدا کرد.
چند نمونه از مهمترین خبرسازی و شایعه سازیهای اون رو می گم:
3- فروش واحدهای برج میلاد با قیمت نجومی
استقبال از این خبر بیش از همه از طرف رسانه های جناح منتقد شهرداری و عملکرد قالیباف بود که وقتی معلوم شد یک دام برای اونها پهن شده بود حتما خیلی خورده توی حالشون!
تلاش هایی برای انتشار یک دروغ
(این تصاویر رو شاید برای اولین بار باشه که می بینید.)




من مصاحبه تلفنی رو با ایشون انجام دادم که از علاقه مندان دعوت می کنم حتما بشنوند.برای شنیدن مصاحبه اینجا را کلیک نمایید

